پروانه هاي يخزده محتاج ياري اند
محتاج آفتاب و هواي بهاري اند
گنجشکهاي خسته و افسرده از فراق
با اهلِ بيتِ باغچه در سوگواري اند
نجواي جانگداز درختان شنيدنيست
وقتي دچار وحشتِ بي برگ و باري اند
شبها و روز هاي فرورفته درسکوت
از بغض و غصه چون دلِ من انفجاري اند
آفاق شهر بي هيجان با تمام جان
در انتظار چلچله ها و قناري اند
+ نوشته شده توسط محمد صادق عصیان در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 و ساعت
4:53 بعد از ظهر |
